تبليغاتX
کلمات عاشقانه خدا

خلوت عاشقانه با خدا






ادامه مطلب
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 1 آذر1388 | 4:48 بعد از ظهر |

براي مردم مظلوم يمن خيلي دعا كنيد

و براي نابودي دستهاي پشت و روي پرده

وهابيها و صهاينه غاصب


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 1 آذر1388 | 6:47 قبل از ظهر |

وقتي ميشنوي خدمت به خلق ....خدمت به خلق فقط مدرسه و مسجد ساختن و...كه نيست

خيلي خيلي براي خودت ملموس و كاربرديش كن

خدمت به خلق يعني

شستن ظرفهاي خونه ...بدون اينكه كسي ازت بخواد .....

برداشتن يه سنگ از سر راه عابرها

استفاده نكردن زياد از برق در ساعات پيك 

جفت كردن كفشهاي همسايه اي كه هر روز از جلوي درش رد ميشي....

و .........

اينقدر راحت و آسونه


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 1 آذر1388 | 6:37 قبل از ظهر |


دوستان خدا .........


دوستتان دارم


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 30 آبان1388 | 9:17 بعد از ظهر |

چند لحظه

فقط چند لحظه

چشماتو بزن

تو دلت آروم صداش كن

خدا ...خدا ...خدا

آروم شدي؟

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | شنبه 30 آبان1388 | 9:13 بعد از ظهر |

به خاطر مختصر ضربه اي كه به چشمم خورده بود به تجويز چشم پزشك رفتم داروخونه تا يه قطره اي رو تهيه كنم

داروخونه دار وقتي دفترچه بيمه ام رو ديد با حالت خاصي ورقش زد و با تعجب گفت:

اين دفترچه مال سال هشتاد و چهاره... شما چند ساله دكتر نرفتين ؟!!!!

بهش گفتم غذاي سالم بخور مريض نميشي !

فرصت نبود تا بيشتر بهش توضيح بدم كه اين از بركت قرآنه

من (و خيلي ديگه از دوستام ) فقط به ظاهر يه دستور ساده قرآن عمل كردم و از شر ناز دكترها و خرج دوا و درمونش در امون موندم

اينكه قرآن گفته به غذات نگاه كن ...اينكه غذاي طيب و پاك بخور 

منم به اين دستور عمل كردم و غذاي غير طيب نمي خورم ...غذاي طيب غذاي پاكه ...غذاييه كه ازون بيماري و ناراحتي و عوارض ايجاد نميشه

اگر دوست داشتين بيشتر در مورد غذاي طيب و غذاهاي ممنوعه بدونين به قسمت سمت چپ ستون موضوعات وبلاگ قسمت تغذيه قرآني مراجعه كنيد يا به سايت طب قرآني محقق و مبتكر نابغه ، جمشيد خدادادي سر بزنيد

پانوشت : اون قطره رو چون حالت فوريتي بود و در مورد ماهيتش اطلاعات كاملي نداشتم فقط يه بار استفاده كردم كه البته به خاطر همين هم كلي پشيمون شدم.... بعد كه سرفرصت بررسيش كردم انداختمش سطل آشغال و به جاش از محلول عسل براي چشمم استفاده كردم كه به صورت عجيبي موثر تر بود

( مدتهاست من هيچ داروي شيميايي استفاده نكردم)


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: تغذیه قرآنی | شنبه 30 آبان1388 | 5:7 بعد از ظهر |

آيه هفته ..... آيه 96 سوره مباركه يوسف


فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

امّا هنگامى که بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن يوسف) را بر صورت او (يعقوب) افکند؛ ناگهان بينا شد!

گفت: «آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مى‏دانم که شما نمى‏دانيد؟!»



++++++++++++++++++++++++++++++++++


به خاطر بي احتياطي ضربه اي به چشمم خورده بود و ديد يه چشمم رو كمي تار كرده بود

نگران بودم از اينكه مشكل جدي براي چشمم پيش اومده باشه و در حق اين امانتي كه خدا به من سپرده كوتاهي كرده باشم

....در همين حال قرآن رو باز كرديم ....كه در نهايت شگفتي آيه بالا اومد !!!



الان هم مشكلش حل شده و شكر خداهم مثل اينكه مشكل خاصي نبوده و برطرف شده

هنوز هم در شگفتم از بزرگي اين قرآن ...اين كتاب زنده ها

كتاب كاربردي و عملي آدمها ....نه دكوري روي تاقچه

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: آيه هفته | شنبه 30 آبان1388 | 4:26 بعد از ظهر |





پدر مي گفت :
صفا  : يعني در دل صفا داشتن با خدا

مروه : يعني مروت با خلق خدا
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | جمعه 29 آبان1388 | 11:20 بعد از ظهر |

و امروز هدیه خداست به تو ....


به خدا نشان بده لیاقتش را داری

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | جمعه 29 آبان1388 | 4:8 بعد از ظهر |

خدا زيباست

و زيبايي را دوست دارد

دلت را زيبا كن تا محبوب خدا شوي

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 7:10 قبل از ظهر |

وقتي اون فرشته هاي الهي كه مامور عذاب قوم لوط بودند به خونه حضرت لوط  (ع) اومدند ...مردم فاسد اون شهر اون مهمونها رو از حضرت لوط (ع) طلب كردند

ايشون در مقابل اونها رو نهي و سرزنش كرد و حتي بهشون گفت بيايد به جاي اين كار با دختران من ازدواج كنيد و مرتكب اين فساد نشيد ...كه البته اين پيشنهاد رو هم رد كردند


يه نكته خيلي جالب تو اين ماجراست ...اينكه

حضرت لوط  ( در اون شرايط خاص)براي جلوگيري از ايجاد يه مفسده و عمل زشت حتي حاضر شد دختران دلبند خودش رو كه به دست خودش تربيت شده بودند رو به اين آدمهاي فاسد معلوم الحال بده *( تكرار ميكنم شرايط خاص)...ايشون و دخترانشون حاضر شدند اينطوري براي اصلاح فرهنگ غلط جامعه اون زمان فداكاري كنند...( گرچند اون قوم پذيراي اين فداكاري هم نبودند!)

حالا مقايسه كنيد موانعي رو كه پدر و مادرها براي ازدواج فرزندانشون ايجاد ميكنند

موانعي مثل جهزيه ها و مهريه هاي سنگين ...مراسم پرهزينه و كمر شكن .....خونه شخصي و ماشين و .......

شرايطي كه بعضا جوونها رو از ازدواج پشيمون ميكنه و بعدا براشون مشكلاي اخلاقي ديگه اي ممكنه ايجاد كنه

توي جامعه اسلامي هستيم دم از شيعه علي بودن ميزنيم اما همين سنت ساده ازدواج رو از اون بزرگواران الگو نميگيريم ...اينكه چقدر ساده و بي تكلف حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س) به عقد هم در اومدند ...با چقدر جهزيه و چقدر مهريه !

بايد اين بدعتها و موانعي كه به دست خودمون ايجاد كرديم رو ريشه كن كنيم


 * پانوشت : منظور اين نيست كه آدم دخترش رو به هر آدمي بده ...منظور اينه كه به جهت جلوگيري از مفسده شرايط ازدواج تسهيل بشه

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 7:6 قبل از ظهر |

تو اين كره خاكي ..

فقط دو نفر

دو نفر انساني كه حسابي رو خودشون كار كرده بودند و تربيت شده بودن ....دست تو دست هم گذاشتن تا به خاطر خدا يه خونواده الهي تشكيل بدن و انسان تربيت كنن

اينقدر اين حركتشون بركت داشت كه هنوز هم نسلشون رو زمين سيادت ميكنن




نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 6:24 قبل از ظهر |

يه مرد تو خونه ....چه وظيفه اي داره ؟

تامين خوراك و مسكن و پوشاك و نيازهاي ظاهري خونواده اش ؟

يا ....يه پله بالاتر از اين نيازهاي ظاهري و مادي ؟

از مرحوم پدر اينگونه آموختم كه وظيفه اصلي ديگه مرد در كنار تامين اين نيازهاي مادي ...ايجاد بينش و فرهنگ تو اون خونوادست

تربيت اون خونه به عهده مرده

خوب لازمه اش هم اينه كه ولي خونواده خودش تربيت شده باشه ... تا بتونه با آموزش صحيح به خونواده اش اونها رو انسان بار بياره

مرد خونواده در مقابل رفتار اهل خونه اش مسئله ...اگر خطايي از اونها سر بزنه اون دنيا بايد در قبال اون و كمكاري كه تو تربيت اهلش انجام داده جواب پس بده

ميبني چه وظيفه سنگيني داره ؟

به اميد روزي كه مردهاي خانواده هاي ما وظايفشون رو فراتر از تامين نيازهاي مادي خونواده ببينن


قو انفسكم و اهليكم نارا  ....

خودت و خانواده ات را از آتش جهنم حفظ كن

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 6:18 قبل از ظهر |

چطور ميشه كسي كه يه اصولي رو ياد نگرفته بخواد به ديگري هم ياد بده

هنوز ياد نگرفته آداب غذا خوردن چيه ....ياد نگرفته كه نبايد قاشق رو به دندونش بكشه ...اينكه نبايد نوشيدني رو هورت بكشه ...اينكه از جلوي ظرفش غذا بخوره ...اينكه .....

هنوز اينها رو ياد نگرفته و ميره و ازدواج ميكنه

بعد ميخواد اين چيزا رو چه جوري به بچه اش ياد بده و اونو تربيت كنه ؟

چه طور وقتي خودش سر سفره با ملچ ملوچ غذا رو ميبلعه ميخواد به بچه دلبندش بگو اينطور غذا نخور ؟!!!!

اين مثالهاي ساده آداب غذا خوردن رو گفتم تا ملموس تر بشه ....اما يه مرحله بالاتر ...در مورد رفتارها و باورها و ....

چه طور كسي كه خودش دروغ ميگه ميتونه به بچه اش راستگويي رو ياد بده

چه طور يه نفر كه معني نجابت رو درك نكرده ميخواد اونو به دلبندش هم ياد بده ...

چه طور ميشه .....معني حيا ....معني ادب ...معني محبت ....معني انصاف ......

معني رعايت حقوق همه موجودات ....معني .....

خيلي سخته

نميگم اين آدمها اصلا ازدواج نكنن...نه

اما اينو بدونين هر چي آدم نقص و مشكلي داشته باشه وقتي وارد زندگي جديد بشه و مسئوليت تربيت يه خانواده رو هم به دوش بكشه ...اون مشكلات و نقايص بروز ميكنن و به صورت تصاعدي تو زندگيش سر در ميارن

كاش جوونهامون قبل ازدواج بيشتر حواسشون به تربيت خودشون مي بود


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 6:7 قبل از ظهر |


امام جواد (ع) مي فرمايد:

کسي که به سخن گوينده اي توجّه کند، خود را بنده ي او ساخته است؛

حال اگر سخن درباره ي خدا باشد، خدا را پرستيده است،

و چنانچه گفتارش شيطاني باشد، ابليس را پرستيده است.

تحف العقول ص 456

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: در نگاه بزرگان | چهارشنبه 27 آبان1388 | 2:21 بعد از ظهر |

بيا

بيا

بيـــا

بيــــــــا

چند لحظه با خودمون خلوت كنيم

و از خودمون بپرسيم

تا اين لحظه


...چــــــــي داديــم ...؟..!.


...چــــــــي گرفتيم ...؟..!.


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | چهارشنبه 27 آبان1388 | 9:1 قبل از ظهر |

كي بهتر از خدا


واسه درد دل ؟!


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 26 آبان1388 | 5:49 قبل از ظهر |

و هر لحظه....


در انتظار خبري بزرگ


هستم

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | دوشنبه 25 آبان1388 | 6:29 قبل از ظهر |

قرآن نامه دوست است

و زبان اهل محبت ،‌ زبان اشاره است

اشارت را اهل محبت درك ميكنند

اگر اهل محبت شدي ، قرآن را خواهي فهميد

" آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند"

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: تکر یم | دوشنبه 25 آبان1388 | 6:0 قبل از ظهر |

كاش با قرآن اينطور قهر نبوديم !!!!!!!


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: تکر یم | یکشنبه 24 آبان1388 | 5:35 قبل از ظهر |

......ادواردو در ۲۰ سالگی وقتی در نیویورك دانشجو بود، یك روز در كتاب‌خانه‌ای در همان شهر، تصادفاً چشمش به قرآن می‌افتد و شروع به مطالعه آن می‌كند.

خودش در صحبت‌هایی كه با دوستانش داشت، گفته بود در نیویورك كه بودم یك روز در كتاب‌خانه قدم می‌زدم و كتاب‌ها را نگاه می‌كردم که چشمم افتاد به قرآن. كنجكاو شدم كه ببینم در قرآن چه چیزی آمده است.

آن را برداشتم و شروع كردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس كردم كه این كلمات، كلماتی نورانی‌اند و نمی‌تواند گفته بشر باشند. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و آن‌را امانت گرفتم وبیشتر مطالعه كردم و احساس كردم كه آن را می‌فهمم و قبول دارم.

agnelli9.jpg


به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 23 آبان1388 | 5:58 قبل از ظهر |

آيه هفته........آيه39 سوره مباركه حجر


نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: آيه هفته | شنبه 23 آبان1388 | 5:37 قبل از ظهر |

سلام
من تمام عمرم عاشق خدا بودم و هستم
مدتی بود یه چیزی ازش می خواستم اما بهم نداد
شاید بشه بگم خدای عزیز تر از جون و زندگیم آرزومو برآورده نکرد
از امام رضا دلگیرم از عمه معصومه ی قشنگم هم همین طور
دیگه نمی تونم آرزو کنم دیگه نمی تونم دعا کنم
آروم نیستم
می دونم نامردیه چون به آرزوم نرسیدم حالا دارم شاکی بازی در می یارم
منم می دونم دنیا هیچی نیس ولی بازم نمی تونم جلوی اشکای حسرت زدمو بگیرم
انگار یه عمر فقط ادعا می کردم که برای دنیای رنگ وارنگ دورو برم ارزشی قائل نیستم
من از همه ی خوشی یای دنیام فقط به خاطر خدایی که مثل هوا ی نفس کشیدنم می مونه گذشتم
یه دنیای جدید و کوچولو واسه خودم ساختم خودمو خدام
من چرا انقدر دلگیرم من چرا نمی تونم دنیای شما رو تحمل کنم
من چرا نفس کشیدن برام سخت شده
دیگه محبت خدارو نمی بینم



براي قلب قشنگ اين فرشته آسموني از ته دلتون دعا كنين

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 23 آبان1388 | 5:27 قبل از ظهر |

امروز نيز

فرصتيست دوباره

براي آغوش باز كردن براي محبت خدا

و بخشيدن محبت به خلق خدا

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | جمعه 22 آبان1388 | 10:57 قبل از ظهر |

25 ذی القعده

دحوالارض

روز رويش و گسترش زمين


ادامه مطلب
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 21 آبان1388 | 5:28 قبل از ظهر |

به خدا خوشبین باشیم ....

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 21 آبان1388 | 5:18 قبل از ظهر |

چهار شنبه 23 ذي القعده روز مخصوص زيارتي امام رضاست

از هر جاي دنيا كه هستين اين روز قلبتون رو بفرستين حرم آقا زيارت

فارغ از بعد مسافت و دوري راه

تو حرمش خودتون رو رها كنين

آقا مهمون نوازن

از هر جايي كه هستنين از همون جا از ته دل سلام كنين بهشون

مگر نه اينكه گفتن جواب سلام واجبه ؟

مگر نه اينكه گفتن اگر كسي سلامي يا چيزي به شما هديه داد بهتر از اون و يا لااقل مثل همون رو بهش هديه بديد

حالا فكر ميكني مدل جواب سلام اين بزرگوارها مثل ما آدمهاست ؟!!

يا فراتر از تصور ما

سلام كن

از ته ته دلت به اون مركزيت نور

منتظر جوابش هم باشي يا نباشي مطمئن باش بهت ميرسه

منم به عنوان حداقل وظيفه از طرف همه شما مهربونا ميرم و عرض ادب ميكنم

اين روز رو از دست ندين

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 19 آبان1388 | 9:49 بعد از ظهر |

برترین گروه تفریحی | WarningTM.Sub.IR


آسمان جايگاه توست

عروجي بايدت

جان و روح و انديشه ات

محصور اين زندان گشته اند

پر بكش

بال بگشاي سوي آسمان

زين زمين پا بسته

عروجي بايدت

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | دوشنبه 18 آبان1388 | 6:43 قبل از ظهر |

خدا ميان تن هاست ..خدا تنهاست


....درون قلب تن هاي تنها ، تنها خداست

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 17 آبان1388 | 6:17 قبل از ظهر |

با قرآن كاري نداريم

اگه هم خيلي زحمت بكشيم بريم سراغش ...به هواي ثوابش چند دقيقه اي بي حوصله آيه هاشو ميخونيم

اگه هم ببيشتر حوصله كنيم درگير صوت و لحن و تلاوتش ميشيم

پس كي ميخوايم بريم سراغ خود قرآن

كي ميخوايم قرآن رو تو زندگيمون عملي كنيم ؟

اين كتاب كاربردي زندگي رو كي ميخوايم از دست غبار غفلت تاقچه هاي دلمون نجات بديم ؟

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: تکر یم | یکشنبه 17 آبان1388 | 6:9 قبل از ظهر |