تبليغاتX
کلمات عاشقانه خدا

خلوت عاشقانه با خدا





اگه الان مثل من رغبتي نداري بري و با قرآن هم كلام بشي بدون رمضون هم نتونسته وساطت كنه و تو را با كلام خدا آشتي بده

نمي دونم اگه رمضون اين كارو نتونسته بكنه پس ديگه كي ميخواد بكنه

مثل من كارت زاره!

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: تکر یم | سه شنبه 31 شهریور1388 | 6:54 قبل از ظهر |

خدای ما و شما یک خدای محبوب است

 

از آنچه فکر کنی بازهم خدا خوب است

 

هر آنکه ازین پادشــــــــــــاه رخ بر تافت

 

بدست غول منیت کتک خور چوب است




آدرس یك معشوقه تاپ

http://ilgod.blogfa.com

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 31 شهریور1388 | 6:49 قبل از ظهر |

جانياني را ديدم كه هر روز هزاران ها را قتل عام ميكردند

جنايتكاران جاويد تاريخ

مي كشتند ،‌فقط ميكشتند با هر وسيله اي

هر زماني هر مكاني ...فقط و فقط ميكشتند

مقتول حق بود

گاه با دود سيگاري تلخ ، حق فرزندي ، همسري ،‌ رهگذري ،‌ ريه آغوش گشاده براي نفسي !!

گاه با كلامي زهر آلود حق دلي اندر قفسي

گاه با نگاهي خشم آلود حق يتيم بي كسي

گاه حق تشنه در دشتي و يا خسته در محرابي

و گاه ....

و گاه خود را معصومتر از نرون و شمر و چنگيز مي ديدند !!!!

نمي دانند كه با آنها به يك لشكر هم پيكارند

در لشكري كه پيكان و تيغش رو به حق ماندگار است در تاريخ

تا كنون و تا فردا

نبردي با لشكر حقي هميشه مظلوم و مقتول در دست ظلم جويان


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | دوشنبه 30 شهریور1388 | 9:50 بعد از ظهر |

چي ميشد هر روز همين حال ماه رمضونو تو خودمون نگه مي داشتيم ؟!!!!

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | دوشنبه 30 شهریور1388 | 8:39 بعد از ظهر |

عید سعید فطر


 بر همه کسانی که به


تسلط شکم بر زندگی و انسانیت خویش


پایان داده اند.


و بجای بنده شکم بودن بنده خدا شده اند


مبارک باد



پیمان ببنديم که بعد از ماه مبارک رمضان

 

بنده خدا باشیم نه بنده شکم...

 

اگر از نفس خود در خوردنیهای مضر گذشتیم

 

پله اول عبودیت را پیمودیم.



وبلاگ شاديزا

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 29 شهریور1388 | 10:55 قبل از ظهر |


فطر ........ يعني شكفتن


......

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 29 شهریور1388 | 6:28 قبل از ظهر |


 
پاوررررررررچيـــن... پاوررررررررچيـــن... ،داره ميره . ...

خورشـــيد كه غـــروب كنه ،  

   اين مهمـــون نازنيـــن رفتـــه....

  دلــم چقــــــــــــدر  تنگ ميشه واسش ،.....

 از همين حالا اشك تو چشام حلقه زده ،

                                    ....از ياد اين مســافر رمضــاني..!!!....





اومدي ،
 آشنايي باهات سخت بود.....
داري ميري ،
  جدايي  ازت سخته .!!!.

خيلي سخت تر .....!!!..
اي ماه خوب خدا ......



--------------------------------------------
تو اومدي و....

 باز منو با قرآن آشتي دادي

 خداكنه ديگه بي وفايي نكنم ....    اي  مبارك... ،رمضان ...





اگه فـــردا عيــــده پس ديگه وقتشه ،
 بايد نـــــو ترين لباسمو بپوشمو برم واسه عيــــدي گرفتن ،
 آخه عيــــد كه بدون عيـــدي نميشه
خـــداجـــون يوووووواشكي بهم بگو چــي واسم كنارگذاشتي؟؟؟

كدومو ؟؟؟

تعجيل در فــرج ؟...عافيت و سلامتي؟...حيات قرآني ؟...
عقــــل ؟...

شفـــاي بيـمـــارا ؟...عاقبت به خيري ؟...
عمـــر با بركت ؟......

 حـــج و عمره ؟...وسعت رزق؟...
توبــــه ي پذيرفته شده ؟

و....ياهمشونو باهم   ؟؟



مهمــوني كه تمـــــوم شد،


هركي خونــه صابــــخونه رو ترك مي كنه ................


مــيره خونه و مـــــلك خــودش .
 




دارم فـــــــكر ميكنم ......




مهمـــو
ني خـــدا كه تموم شه
 ،


 

آخــــه..!!!!.


كجــــا برم ؟؟؟..


كه ملك اون نباشه ..؟؟!...


.....؟....!....؟....!......................


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 28 شهریور1388 | 5:36 قبل از ظهر |

تو این سه روز اعتكاف كه مهمون امام رضا ع بودم  براي همه شمایی كه شاید نشناسمتون اما تو این محیط مجازی تو قلبم براهركدومتون یه خونه ساختماز خدا خود خدا رو واستون خواستم آخه هر چی فكر كردم هر چی دیگه میخواستم كم گفته بودم و كم خواسته بودم
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | پنجشنبه 26 شهریور1388 | 1:25 بعد از ظهر |


مي گفت : به شيشه نگاه كن

باهات حرف داره

چي ميگه ؟ خودت ، هم مي شنوي هم مي بيني كه :

من از خودم هيچ رنگي ندارم

نه آبي نه زرد نه سبز نه سرخ و نه ....

من خودمو نشون نميدم فقط آيه هاي اونو نشون ميدم

من از خود عبور كردم ، از خود گذشتم


هر چه هست همه اوست

دعا كنيم شيشه اي بشيم



نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | چهارشنبه 25 شهریور1388 | 10:46 قبل از ظهر |

به قول بزرگي

اگه بري يه شب احيا و كلي اعمال و مستحبات انجام بدي و آخرش تو راه به خودت بگي من از اون جووني كه بي توجه به اين ايام به جاي دعا تو اين شبا تو ماشينش نوار گذاشته بهترم ،‌همه اون كارهاي خوبت رو ضايع كردي، اجر اون همه زحمتت رو از بين بردي!!!

ميبيني چقدر ظريفه اين تزئينات شيطان


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 22 شهریور1388 | 6:11 قبل از ظهر |