خلوت عاشقانه با خدا
|
|
چقدر برنامه هاي زندگيمون
با اوني كه خدا ازمون خواسته مطابقت داره ؟!!! نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| سه شنبه 21 مهر1388 | 2:55 قبل از ظهر |
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| دوشنبه 20 مهر1388 | 2:22 قبل از ظهر |
صدای خدا را می خواستم بشنوم
ندا آمد به ناله و توبه گنهکار گو ش کن *********************** می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن *********************** می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن *********************** می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن ***********************
می خواستم دستان خدا را بگیرم...
گفتند:دستان افتاده ای را بگیر ***********************
خواستم جهره خداوند را ببینم...
ندا آمد بصورت مادرت بنگر... ***********************
خواستم رنگ خدا را ببینم...
ندا آمد بی رنگی عارفان را بنگر... ***********************
می خواستم دست خدارا ببوسم ندا آمد دست کارگری را که درست کار می کند ببوس... *********************** خواستم به خانه خدا بروم
ندا آمد قلب انسان مومن را زیارت کن ***********************
خواستم صدای نفس خدا رااحساس کنم...
ندا آمد...صدای نفس عاشق صادق را بشنو ***********************
خواستم خدا را در عرش ببینم
ندا آمد به انسانی که به دستور خدا حرکت میکند بنگر... ***********************
خواستم نور الهی را مشاهده کنم
ندا آمد از پرخوری و شکم سیر فاصله بگیر... ***********************
می خواستم به خدا به پیوندم...
ندا آمد از بقیه ببر...حتی از خودت... ***********************
خواستم صبر خدای را ببینم...
ندا آمد بر زخم زبان بندگان تحمل کن *********************** خواستم سیاست الهی را مشاهده کنم...
ندا آمد عاقبت گردنکشان را ببین... ***********************
خواستم خدای را یاد کنم...
ندا آمد ارحام و خویشانت را یاد کن. ***********************
خواستم که دیگر نخواهم...
ندا آمد امورت را به او واگذار کن و برو...
آدرس یك معشوقه تاپ نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها
| یکشنبه 19 مهر1388 | 3:3 قبل از ظهر |
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| یکشنبه 19 مهر1388 | 2:20 قبل از ظهر |
يكي وقتي كلام الهي رو ميشنوه
از شوقش دست وپاش ميلرزه ، عرق ميكنه ، قلبش تند ميزنه ، حالش دگرگون ميشه طوري كه انگار تو اين دنيا نيست يكي هم مثل من! اصلا به گوشاش اجازه نميده كه بشنوه ، اگر هم بشنوه براش خسته كننده و ملال آور ميشه ، حوصله اش زودي سر ميره .... انگار نه انگار خدا داره باهاش صحبت ميكنه !!!!! اينهمه تفاوت چرا ؟!!!!!!!! نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها
| یکشنبه 19 مهر1388 | 2:17 قبل از ظهر |
آيه هفته ...آيه 9 سوره منافقون
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ اى کسانى که ايمان آوردهايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نکند و کسانى که چنين کنند، زيانکارانند! حجكم مقبول ؟!!!!!!! من كه يكم شك دارم
چي ميشد حاج آقا و حاج خانم قبل رفتنشون به همه دور و بريا سفارش ميكردن كه كسي از اين اسرافها نكنه و به جاي اين هزينه هاي زائد و اضافي اون پول رو صرف امور خيريه كنه؟ شايدم مزه حجشون به همين تظاهر و تفاخر باشه...نمي دونم !!!! واقعا اگه اين فرهنگ بين حجاج و كربلايي ها و مجالس ترحيم و تبريك جا بيافته چقدر از اسراف هاي بي مورد و مسخره جلوگيري ميشه ؟!!! چقدر ميشه با هزينه هاش به مردم نيازمند كمك كرد ؟ سراغ دارم افرادي رو كه قبل رفتنشون به مكه خيلي محترمانه و مودبانه از همه دوستان و اقوام و همكارانشون خواسته بودند به خاطر جلوگيري از اسراف پرده ننويسند و وقتي هم برگشتند هيچ پرده اي جلوي خونه اش شون نصب نبود و عملا اين فرهنگ رو بين اون افراد ترويج كردند ... نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| جمعه 17 مهر1388 | 7:28 قبل از ظهر |
براي ارائه يه كار فرهنگي سر و كارم يه مدتي به مهدكودك ها افتاده بود
وقتي با بعضي مديراشون برخورد و صحبت ميكردم دلم به حال همه بچه هايي كه اونجا بودند مي سوخت به حال پدر و مادرهايي كه عزيزاي دلشون رو سپرده بودند اونجا با خودم مي گفتم اين مديراشون چقدر كودكند !!!! ...چقدر افكار و رفتار بچه گانه اي دارن ...... حتي از درك ابتدايي ترين مفاهيم هم عاجز بودند...انگار بوئي از انسانيت نبرده بودند ....اينها ميخوان با اين تربيت ناقصشون اين همه بچه رو تربيت كنند مهدكودكهايي كه ظاهر زيبايي دارن اما يه كم كه تو باطنشون دقيق ميشي ميبيني توخالي هستند !!! به خاطر اين زندگيهاي ماشيني زجر آور مردم دلبنداي خودشون رو ميسپرن دست چنين افرادي بچه هايي كه بايد تو آغوش مادرشون تربيت ميشدن حالا بايد زير نظر يه آدم غريبه محبت رو ياد بگيرن بدتر از همه اون خانمهاي خونه داري كه با اينكه وقت و فرصت كافي براي تربيت و محبت كردن به بچه هاشون رو دارن اما بازم بچه اشون رو ميفرستند مهد به خيال اين كه چيز ياد بگيرن...!!!!! بچه هايي كه تو خونه با ماهواره ها تربيت ميشن و بيرون خونه طبق فرهنگ اون مهد كودك بچه اي كه تربيتش تو خونه شكل نگيره تربيتش بيرون خونه شكل خواهد گرفت اون وقت انتظار دارين از اين نسل چه جور آدمهايي وارد جامعه بشه ؟!!! كاش يه كم بيشتر رو تربيت صحيح دلبندانمون دقت ميكرديم ...كاش به اين دستور قرآن كه ميگه خودت و خانواده ات رو از آتش حفظ كن بيشتر دقت ميكرديم اي كاش .... نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| جمعه 17 مهر1388 | 6:40 قبل از ظهر |
آه ای گناهکاران نازنین
شما نمی خواستید عصیان کنید شرایط شما را وادار کرد... و گرنه شما همان کودکان دیروز هستید که پاکی و عشق و محبت و صدق را تداعی میکردید اکنون نیز به کودکی تان برگردید خداوند صبور و مهربان....منتظر شماستآدرس یك معشوقه تاپ نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها
| پنجشنبه 16 مهر1388 | 1:20 بعد از ظهر |
همه کسانی که به ما سر میزنند در گوشه ای از دل ما برای خویش قصری بنا میکنند و تا ابد آنجا می مانند... ادخل الجنه انتم و ازواجکم تحبرون...یعنی همین آدرس یك معشوقه تاپ نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| چهارشنبه 15 مهر1388 | 6:32 قبل از ظهر |
یک آیه عشق
یک جهان مهر و وفا
یک بغل خوبی ویکرنگی و احسان و صفا
همه با هم یکجا...
...همه تقدیم شما آدرس یك معشوقه تاپ نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع:
| چهارشنبه 15 مهر1388 | 6:28 قبل از ظهر |
|
|