تبليغاتX
کلمات عاشقانه خدا

خلوت عاشقانه با خدا





تصور كن

وقتي مادري متوجه ميشده بچه اش دختر شده ...بچه اي كه ماهها درونش همرازش بوده

تصور كن چه طور بايد به همسرش خبر دختر دار شدنش رو ميداده !

حس كن اون لحظه ها چه حالي داشته ...لحظه هايي كه اولين و آخرين لحظات ديدن دلبندش بوده

تصور كن چه طور همسرش به زور و با سيلي دخترش رو از سينه مادرش جدا ميكرده

گريه هاي اون لحظات رو يه لحظه فقط تصور كن

اون لحظه اي رو كه عرب براي دخترش با چه تلاشي قبر ميكنده !

لحظه اي رو كه بچه اش رو تو دستاش ميگيره و ميندازتش توي قبر

گريه هاي مداوم بچه رو تو ذهنت تجسم كن

لحظه اي كه خاك روي سر و صورت بچه اش ميريزه ....

خاكهايي كه اينقدر روي دهان و صورتش ريخته ميشه كه ديگه صدايي از گريه كودك شنيده نميشه

و مرد ... خوشحال از برطرف كردن اين ننگ آخرين خاكها رو روي گور بچه خودش ميريزه

و ايستاده بر گور دختر خود عرقهاي پيشاني اش رو پاك ميكنه ...درحاليكه هنوز نيمه جاني در بدن دخترك مدفون مانده ....اما ....

......

و خداوند براي اين قوم حيوان صفت بدوي مهربانترين و دوست داشتني ترين موجود جهان رو ميفرسته

گوهري رو ميفرسته كه بر دستان پاك دخترش بوسه ميزنه و اون رو گل بهشتي معرفي ميكنه


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | چهارشنبه 29 مهر1388 | 5:53 قبل از ظهر |

مرحوم پدر ميگفتند من به احترام حضرت معصومه (س) در طول مدتي كه در قم اقامت داشتم حتي يك بار هم آب دهان بر خاك قم نيانداخته بودم


و ما همسايه هاي برادر ايشان.......

كاش ادب همسايگي را مي آموختيم

كاش حقوق همسايگي را درك ميكرديم .......

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 28 مهر1388 | 6:57 قبل از ظهر |

قرنها  قبل

 مردم عصر جاهلیت

دختران نازنینشان را زنده بگور میکردند

واینک

 مردم عصر جاهلیت مدرن

 دخترانشان را زنده زنده در گور چال مي كنند ،

 پدرانی که خواسته یا ناخواسته ،

 با ایجاد نکردن محیطهای سالم وپاک برای دخترانشان  ،

 با بي توجهي و دريغ كردن محبت از آنها ،باعث ميشوند

 تا اين محبت را از كوچه وخيابان گدايي كنند .

 اينگونه پاكي ،معصوميت وعفت دختران جامعه ما زنده زنده

 در گــــور جهل و بي توجهي پدران دفن مي شود

 وهنوز هم اين نـــداي قـــرآن در وجدان خفته بشريت بگوش ميرسد كه :

وَإِذَا الْمَـوْؤُودَةُ سُئِلَتْ «8» بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ «9»

 وآنگاه كه از دختر زنده به گور شده پرسيده شود ،

 كه به كدامين گناه كشته شده است ؟


رعايت امانت :با تشكر از وبلاگ آفتاب كه الهام بخش اين پست بوده است
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 28 مهر1388 | 6:49 قبل از ظهر |

كمي هم خدا و كلام خدا رو وارد زندگيهامون بكنيم !!!!!!!!
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | دوشنبه 27 مهر1388 | 5:48 قبل از ظهر |

مهرباناني ميان و به اين وب سر ميزنن

موندم چه طور محبتشون رو جبران كنم

تنها كاري كه به عنوان تشكر از اين هديه هاي خدا ميتونم بكنم اينه كه هر وقت ميرم حرم امام رضا (ع)، به نيابت از همه اين عزيزان زيارت كنم...عزيزاني كه نه مي شناسمشون ، نه ميدونم كجا هستند و چه كاره اند...اما به واسطه اومدن توي اين صفحه اي كه براي خدا درست شده و خود خدا هم فرستادشون اينجا ، توي قلب منم واسه خودشون يه خونه ساختند

دوستون دارم هديه هاي خدا


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 26 مهر1388 | 6:14 قبل از ظهر |

و امروز خود را خوشبخت ترین موجود روی زمین میدانم


...در آغوش گرم خدای مهربان

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | شنبه 25 مهر1388 | 7:0 قبل از ظهر |

آيه هفته ....آيه 11 سوره نحل

يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

خداوند با آن (آب باران)، براى شما زراعت و زيتون و نخل و انگور، و از همه ميوه‏ها مى‏روياند؛ مسلماً در اين، نشانه روشنى براى اهل انديشه است.

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: آيه هفته | شنبه 25 مهر1388 | 6:29 قبل از ظهر |

شنیده‌ام که ز من یاد می‌کنی گه گه

ولی به مجلس خاص خودم نمی‌خوانی

طلب نمی‌کنی از من سخن جفا این است

وگرنه با تو چه بحث است در سخندانی

ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد

لطایف حکمی با کتاب قرآنی

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 23 مهر1388 | 1:44 قبل از ظهر |

صداقت داشته باشيم

در كلام

در رفتار

در انديشه

در قضاوت

در نگاه

در .........

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | چهارشنبه 22 مهر1388 | 0:43 قبل از ظهر |

۱۳ اکتبر روز ظهور فرشته خداوند

و

حضرت فاطیما

در دهکده فاطیما بر سه کودک چوپان

 

لوسیا      فرانچسکو      جاسینتا

 

گرامیباد.

خیلی به آن بانوی محترمه توجه بفرمایید.

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | چهارشنبه 22 مهر1388 | 0:33 قبل از ظهر |