يه دستش تسبيح بود يه دستش سيگار يه شال سبز سيدي هم رو دوشش !
يكي از متناقض ترين صحنه هاي زندگيم رو ديده بودم
دوست داشتم بهش ميگفتم :
آخه اگه با يه دستت ذكر خدا رو ميگي چرا با دست ديگه ات داري ظلم ميكني ...هم در حق بدنت ...هم حق پولت ...هم حق بقيه كه دارن اون هوا رو تنفس ميكنن
ذكر كه همش لب و انگشت تكون دادن نيست
ذكر يعني ياد كردن ...با لب و دستت به ظاهر ياد خدا كني اما در عملت خلاف دستور خدا انجام بدي و ياد شيطان كني !!!
همون بزرگواراني كه شال سيدي رو به نشانه اينكه از نسل پاك اونهايي دور گردنت انداختي گفتند حق ضرر رسوندن به بدنت رو نداري
با اين كارت كه نشون ميدي خلاف نظر اونها داري زندگي ميكني...داري آبرو ريزي ميكني
در عمل نشون بده كه از نسل اونهايي
نوشته شده توسط : زیتون |
لينک ثابت | موضوع:
| چهارشنبه 10 تیر1388 | 2:8 بعد از ظهر |